X
تبلیغات
نفرین به تو که نفرینم نکردی















نفرین به تو که نفرینم نکردی

نفرين به من .... نفرين به تو .... نفرين به عشق من و تو


اجازه !...

اشک سه حرف ندارد..

اشک خیلی حرف دارد!!!!.....

.........


این روزها به جای " شرافت " از انسانها

فقط” شر” و ” آفت” می بینی !

سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 | 13:41 | ساحل | |

دست خودت نیست...

زن که باشی


گهگاه


حریصانه بو میکنی دست هایت را


شاید عطر تلخ لمس مردانه اش


لا به لای انگشتانت باقی مانده باشد...

دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 | 9:41 | ساحل | |

هرچه ها میکنم

گرم نمیشود خاطرم

بوی تعفن  خيانت از دهانم میآید

هــــــــــا....

خاطر من و

خیال تو و

خیل  خيانت ...

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 | 18:24 | ساحل | |

 

آن روز بـا تـو بـودم

امـروز بـی تــوام

آن روز کـه بـا تـو بـودم

                         - بـی تـو بـودم

امـروز کــه بـی تــوام

                       - بـا تــوام

سه شنبه بیستم فروردین 1392 | 10:12 | ساحل | |

عمو نوروز آمد

با خود عيدي آورد

شادي و خنده و گل

با نواي بلبل

چشمه هاي جوشان

ابر و باد و باران

سفره اي با هفت سين

چيده،نامش هفت سين

با سماق و سرکه

سيب و سنبل،سنجد

و کمي هم سمنو

چندتا حبه ي سير

در کنارش ماهي

توي يک تنگ بلور

تخم مرغ رنگي،

آينه،سبزه و قرآن هم هست

تا بگويد که بهار آمده است

شنبه دهم فروردین 1392 | 16:32 | ساحل | |


تنهام...

اما دلتنگ آغوشی نیستم ...

خسته ام ...

ولی به تکیه گاهی نمی اندیشم ...

چشمهایم تر هستند و قرمز .....

ولی رازی ندارم ...

چون مدت هاست ...دیگر...

کسی را "خیلی" دوست ندارم....

حتی تــــــــــــــ ­ ـــو .....

دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 | 9:16 | ساحل | |

.............

گريه نمي کرد هرگز در مرگ مادرش


و نکرده بود هرگز در ترک همسرش


پچ پچ مي کردند زنان پشت سرش


که بسيار بي احساس است خير سرش


و فحش مي خورد از مردان که گور پدرش


و چه بي صدا مي شکست تمام اعضاي بدنش


او سال ها بود که مرده بود


در نبود فرهنگ درک در کشورش

یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 | 20:26 | ساحل | |


وقتی می گویم : دیگر به سراغم نیا !

فکر نکن که فراموشت کرده ام ….

یا دیگر دوستت ندارم !

نه ….

من فقط فهمیدم :

وقتی دلت با من نیست ؛

بودنت مشکلی را حل نمی کند ،


تنها دلتنگترم میکند … !!!

شنبه بیست و یکم بهمن 1391 | 20:8 | ساحل | |


همين که نباشي

يعني رفته‌اي

آسمان و ريسمان بافتن هم ندارد

تو اگر بافتن بلد بودي

بند ِ دلم پاره نمي‌شد

" من و تو "

اين همه گره‌ي کور نداشت ..

شنبه بیست و پنجم آذر 1391 | 10:33 | ساحل | |


نمـــی دانم چــــرا ؟!

این روزهــــا

در جـــواب هـــركــــه از حـــالم مـــی پرســــد

تـــا مــــی گویــــم ... " خوبــــــــم "

چشمـــــانم

خیس مــــی شـــــود!

پنجشنبه یازدهم آبان 1391 | 0:8 | ساحل | |
Design By : mihantheme.com